View Recent Ten Items
 
Commentors
Entries
  • نام خانوادگی
  • سعدیا ، تدبیری نیست
  • یک نامه به امام
  • تو فریدونی
  • ای قوم به حج رفته…/۲
  • ای قوم به حج رفته…/۱
  • سلام نوروز۸۸
  • معجزه همدلی
  • صبح است ساقیا
  • برنامه های ماه مبارک رمضان
 


نام خانوادگی

نوشته شده توسط دوست مسافر کوچولو ۲۹م اردیبهشت, ۱۳۸۸

سلام

اگه وقتی برام پیامی یا جوابی می ذارید نام خانوادگی تون رو بنویسید خوشحال تر می شم

۶ Comments | Categorized: Uncategorized

سعدیا ، تدبیری نیست

نوشته شده توسط دوست مسافر کوچولو ۲۸م اردیبهشت, ۱۳۸۸

سلام

آقای بهجت مرد ، واقعا؟

گرچه از عمر دل سیری نیست! / مرگ می آید و تدبیری نیست .  

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز / مرده آن است که نامش به نکویی نبرند

۲ Comments | Categorized: Uncategorized

یک نامه به امام

نوشته شده توسط خانه نشین ۲۶م اردیبهشت, ۱۳۸۸

 بعضی چیزها روح رو نوازش میده مثلا جواب نامه یه رهبر به یک سرباز اسیر

صحيفه امام، ج‏۱۷، ص: ۴۱۷
نامه [به آقاى على جاويد (اسير در موصل) و توصيه به صبر].
زمان: ۱۳۶۲ ه. ش./ ۱۴۰۳ ه. ق ..
مكان: تهران، جماران.
موضوع: پاسخ به نامه يك اسير.
مخاطب: جاويد، على (اسير در موصل عراق، اردوگاه شماره دو).

 [بسمه تعالى. سلام عليكم، اميدوارم حالت خوب باشد و در كارت هميشه موفق و پيروز باشيد.
درّه جان، دلم براى تك تك شما تنگ شده است؛ اما دلم براى يكى ديگه خيلى تنگ شده. نمى‏دونى چقدر دلم براش تنگ شده. اونم پدر بزرگ عزيزم حاج آقا موسوى است. و يكى ديگه هم كه سفارش مى‏كنم براى شركت در مراسم هفتگى دانشگاه. درّه جان، فاطمه در نامه‏اش نوشته بود كه جايت در خانه خيلى نمايان است. اگر مامان ناراحتى كند به جان تو كه دوستت دارم ناراحت مى‏شوم. مادرم، اون پينه بسته‏ات را از دور مى‏بوسم. همچنين دستان پركار پدر عزيزم را كه در زمستان سياه مى‏شود. به جاى من همديگر را ببوسيد. مخصوصاً آقاى مهندس آچارو! و سلام مرا به آقاى شهرابى، ...، عبدخدايى، پرتو اعلم، آقاى اسكندرى، على آقا، حسين آقا، هومن و خلاصه هركس كه ديدينِش سلام مرا به او برسانيد؛ مخصوصاً مادرجون، عمه فرح، عمه شيرين، عمه اعظم، عمه اكرم، خاله حورى، خاله جون فخرى، خاله جون فاطمه و پسرخاله‏ها و دخترخاله‏ها، پسر عموها و دخترعموها و عمه‏ها، خلاصه به همه برسانيد. درّه من، نمى‏دونم بالاخره اسمم را بايد عوض بكنم يا نه ..
- ۳/۱/۶۲ سال نو مبارك.
- برادر كوچكت على.
به ياد من بخوريد وقتى من برگشتم ورشكستتان مى‏كنم. حتماً برايم عكس دسته جمعى بفرستيد ..
بسمه تعالى.
خدمت مسئول محترم دفتر امام، سلام عليكم.
پس از عرض سلام و آرزوى موفقيت براى شما، نظر به اينكه پسر اينجانب مدت هشت ماه است كه‏ در قيد اسارت صداميان كافر مى‏باشد، اخيراً در نامه‏اش نوشته است كه: «خيلى دلم براى پدربزرگم حاج آقا موسوى تنگ شده است»، و ما چون نمى‏توانيم به علت محدوديت براى ايشان عكس يا پوستر امام را بفرستيم لذا خواهشمنديم در صورت امكان نامه‏اى را كه خدمتتان تقديم مى‏كنيم به حضرت امام- مدظله العالى- بدهيد تا ايشان براى تبرك و براى تسلى دل اين فرزندان عزيز كه در زندانهاى تاريك و نمناك عراق به سر مى‏برند، چند سطرى مرقوم بفرمايند ..
با عرض معذرت؛ ضمناً آخر نامه را با امضاى «پدربزرگت حاج آقا موسوى» ختم نماييد ..
خدايا، خدايا، تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار؛ از عمر ما بكاه و بر عمر او بيفزا- آمين رب العالمين ..
- مادر يك اسير].
به نام خدا.
فرزند عزيزم، نامه شما واصل شد. اميد است ان شاء اللَّه بزودى خلاص شوى. ما براى شما نگران هستيم، لكن خدا بزرگ است. ان شاء اللَّه موفق باشى. صبر كن كه خدا با صابران است. والسلام ..
- پدر بزرگت.

۲ Comments | Categorized: حرف دل